کلبه عشق

شعبه ی دوم

 
یكی می پرسد : اندوه تو از چیست ؟

سبب ساز سكوت مبهمت كیست ؟

برایش صادقانه می نویسم : برای آنكه باید باشد و نیست .. ♥.•
 
 
 
نوشته شده در چهار شنبه 20 دی 1398برچسب:,ساعت 10:43 توسط هستی| |

سفر را دوست دارم ...




اما آنگاه که هم قدم تو باشم سوی





جنگلهای مه گرفته ...





کنار دریای آرامش لحظه های با تو بودن





نم نم باران





و حریق آتشی که ما ساخته ایم از هیزم های خشک





بوی خاک





وصدای آرشه ی ویالون من ...





و صدای دوست داشتنی تو





که برایم میخوانی





باز





ای الهه ی ناز !.!.!




 
نوشته شده در یک شنبه 22 بهمن 1391برچسب:,ساعت 20:44 توسط هستی| |

دستانت رو دور گردنم حلقه کن

این دوست داشتنی ترین شالگردن شب های سرد من است ؛ باور کن . . .

نوشته شده در پنج شنبه 5 بهمن 1391برچسب:,ساعت 16:26 توسط هستی| |

یک نفر در همین نزدیکی ها چیزی به وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است . . .
خیالت راحت باشد ، آرام چشمهایت را ببند . . .
یک نفر برای همه نگرانی هایت بیدار است . . .
یک نفر که از همه زیبایی های دنیا ، تنها تو را باور دارد . . .

نوشته شده در جمعه 29 دی 1391برچسب:,ساعت 11:59 توسط هستی| |

نوشته شده در جمعه 29 دی 1391برچسب:,ساعت 11:57 توسط هستی| |

آنکس